ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
67
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
مستقر ساخت و به آنها هشدار داد كه از جايگاههايشان دليرانه دفاع و نگهدارى كنند و هر كه دستورها را ناديده گرفته يا از خود بزدلى و هراس نشان دهد سرش را از دست خواهد داد اما دفاع از سمت غرب شهر را ( كه انتظار مىرفت دشمن از همينجا حمله كند ) خود به عهده گرفت . پيشاپيش ، سراپردهء خود را در ميان دو روستاى شهر نزديك زيارتگاهى به نام چدر « 35 » برافراشت . زيرا كه جوانب ديگر شهر را استوار و مستحكم مىدانست . نيز دانستيم كه ديشب خان پنهانى يكى از قوللران خود به نام لاچين بيگ را كه بارها به او اعتماد كرده با نزديك پنجاه سوار به چنالى « 36 » ( كه تقريبا در سه ميلى مغرب شهر قرار دارد ) كه پنداشته مىشد قبلا افغانها در آنجا آمدهاند ، فرستاده است چون لاچين بيگ امروز باز نگشت خان صد سوار ديگر را به يارى او فرستاد زيرا كه مىترسيد وى در دام افغانان افتاده يا در نبردى با آنان درگير شده باشد . سهشنبه 25 ، خان درست در بيرون دروازهء اصفهان در خانهء بزرگى سكونت جسته تا در هنگام حملهء دشمن نزديك استحكامات شهر باشد . ( 3484 ) همچنين به تن خود در حوالى پسينگاه به بازديد گرداگرد شهر پرداخته به جايگاه خود بازگشت . و هر بار كه از نزديك شركت هلند مىگذشت 21 تير توپ به احترام او شليك مىشد . چهارشنبه 26 ، باز براى سومين بار كسى از سوى سيد احمدخان براى درخواست استفاده از كشتى هلند به شركت آمد و گفت : « اگر دادن كشتى براى استفادهء شخصى خان امكان ندارد آيا دست كم ممكن نيست كه براى ترساندن هر چه بيشتر دشمن آن كشتى را به باختر شهر رانده و در آنجا عليه هر كشتى عبور كننده و هر عربى كه بخواهد به افغانان يارى رساند به نگهبانى بگماريد و امنيت سواحل را در حد برد تيرهاى خود حفظ كنيد . » نمايندهء خان براى دريافت مقدارى باروت نرم خوب براى تفنگهاى چخماقى بسيار خوب نيز پافشارى كرد . اما هر دو درخواست ناكام ماند زيرا
--> ( 35 ) - Chidder ( 36 ) - Chenalie